محمد اعظم خان ناظم جهان
129
قرابادين اعظم ( فارسى )
مصفى خون مثل شاهتره و چرايته و مانند آن كه در دواى آتشك مذكور شد بنوشانند و بعد چند روز نضج ماده بمنضج سودا نموده و تنقيه بمسهل سودا و ماء الجبن كنند و خوردن شير بز جوان سرخرنگ نيز نافع بود و در خريف و ربيع مسهل قوى ندهند و از جميع محللات حرارت غريزى پرهيزند و روغن كدو و شير دختر در بينى چكانند و حمام بعد از تنقيه و ماليدن روغن بنفشه يا بادام يا روغن كدو بعد از حمام مفيد بود و روغن زرد را گرم كنند و در آن نشينند و در هفته يك مرتبه قى كنند و چون سبوس از بدن ايشان جدا شود علامت صحتست و استعمال چوب چينى و خوردن لجم افعى بطريقى كه در اكسير اعظم مفصل مسطورست نيز نافع و حبوب سم الفار و كشتهء زرنيخ به شرطى كه در مزاج مريض حرارت زياده نباشد مفيدست دوائى جذام اگر بعد تنقيه مداومت كنند فائدهء كلى بخشد صفت آن شاهتره برم دندى نگند بابرى پوست هليلهء زرد مساوى هر روز به قدر دو توله گرفته شب در آب تر كرده صبح ماليده صاف نموده بنوشند دوائى كه در ابتداى جذام مجربست صفت آن پوست هليله آمله پوست بليله مجيه دارهلد كهرنچ پوست درخت نيب كئكى گلو همه مساوى جوكوب كرده هر روز به وزن دو دام در آب تر نموده صبح جوش داده صاف كرده تا چهل روز بخورد و از نمك پرهيزد دوائى كه در وقت استحكام جذام به كار آيد صفت آن هليلهء سياه هليلهء زرد افتيمون هر يك پنج جز كوفته بيخته با مويز منقى پانزده جز سوده آميخته هر روز يك توله بخورند و اين قرص طلا كنند شيطرج هندى زاج سرخ هر يك نيم درم سرمه مازو سبز روناس خربق سياه استخوان ماهى روهو آطريلال هر يك دو درم عنصل سه درم كوفته بيخته بسركهء انگورى قرصها سازند و هر روز به سركه سائيده طلا كنند دوائى كه جذام تر را از مجربات حضرت شاه احسان على پاكپنى مرحومست صفت آن هرتال يك توله مرچ سياه دو توله هر دو را سه روز كهرل كنند و در بيل نگاه دارند هرچند كه كهنه گردد نافعتر باشد به قدر يك رتى در برگ تلسى خورده باشند و غذا نان نخود بىنمك بروغن بسيار خورند در چند روز صحت شود چون درين عرصه اندر بدن خود قوت يابند فصد هفت اندام كنند دوائى كه برص را نافعست صفت آن بعد از نضج بمنضج گرم از مسهل حار تنقيه كنند و حبى كه در حبوب نافع برص مسطور شد بطريق حب ايارج بخورانند و بعد از تنقيه خوردن معاجين حار نيز مفيد بود و ماليدن ادويهء گرم جذابهء خون مثل خردل و مويزج و كندش و بوره و زرنيخ سرخ و شيطرج و عاقرقرحا و شونيز و خربق و همچنين اشياى مقرحه مانند عسل بلادر و پيخال كبوتر و فرفيون نافع بود و روغن بادنجان بالخاصيت مفيد بود و برصى كه بسبب حجامت افتد شيطرج و فوه و خبث الحديد به آب بقم مفيد بود ايضا [ صفت آن ] تخم املى را در آب سه روز تر نموده مقشر كرده برابر آن بابچى آميخته به آب خوب باريك سائيده نگاه دارند و از آن بر داغهاى برص ضماد كرده باشند تا هفته پس اگر خارش بسيار آرد ترك كرده باز بعد دو سه روز ضماد كنند هرگاه بر بدن سرخى ظاهر شود و آب از آن برآيد ترك كنند كه بعونه تعالى زوال مرض خواهد شد و اگر بعد استعمال اين دوا نه خارش شود نه سرخى آيد بايد كه يكماشه بابچى را در يك چهانك آب بشب تر داشته صباح آب زلال آن بنوشند و هر روز قدرى بابچى افزايند تا به يك توله رسانيده تا چهل روز نوشيده باشند بعده ضماد نمايند و اگر تخم املى و بابچى سائيده را در ظرفى نگاه دارند و آن متعفن شود و در آن كرم افتاده خشك گردد استعمالش سريع التاثير باشد بايد كه خشك را در آبليموى كاغذى سوده ضماد كنند ايضا [ صفت آن ] اگر چهال درخت فالسه جوش داده در آن بابچى سائيده تا هفته يا پانزده روز هر روز هفت بار ضماد كنند پس